75 مدخل
success
achieve
combination, conjunction, integration, marriage, merger, reconciliation
harmony
conflation
پرواز رنگ، توفیق کامل، موفقیت قطعی
قابل دسترسی است، قابل دسترس، توفیق یافتنی
در حال قادر بودن، قابل دسترس، توفیق یافتنی
کشتن، قتل، توفیق ناگهانی، کشنده دلربا