chaserدیکشنری انگلیسی به فارسیچسر، دنبال کننده، تعقیب کننده، تعاقب کننده، عشقبیاز، مشروبی که بدرقه نوشابه ای باشد
escortدیکشنری انگلیسی به فارسیاسکورت، همراه، مشایعت، گارد محافظ، بدرقه، ملتزمین، نگهبان، پاس، اسکورت کردن