ولمیدن
واژهنامه آزاد
هر چند استاد بهار والمیدن را به کار برده است به معنی استراحت کردن ولی من معتقدم که در لری به شکم لم می گوییم مثلا لمو یعنی شکمو و نیز گوش دراز و شل را وال می گوییم و نیز در رامهرمز به باسن شل و اویخته ولم می گویند شاید اینها همه با ول که با شل همیشه می اید ربط داشته باشد یعنی ولمیدن معنی ریلکس و شل بودن بدهد و بعد معنی استراحت بدهد و چنانچه استاد بهار نورچشممان فکر کرده است از وا بعلاوه لمیدن نباشد .