25 فرهنگ

دسپلنه دسپلنه

واژه‌نامه آزاد

(میمه ای) دَسْپِلْنَه دَسْپِلْنَه یا دَسْپِلْنَه دَسْپِلْنَه کردن؛ دَسْ-پِلْ-نَه-دَسْ-پِلْ-نَه شش بخش است، به معنای دنبال چیزی گشتن؛ دنبال شیئی گشتن در تاریکی؛ دست را روی زمین کشیدن به منظور پیدا کردن شیئی کوچک؛ در تاریکی کورمال دنبال چیزی گشتن؛ روشی که نابینایان برای پیدا کردن شیءِ خاصی به همه جا دست می کشند و... در این حالات می گویند طرف دسپلنه دسپلنه می کند و ترجمۀ میمه ای این جمله میود:دَسْپِلْنَه دَسْپِلْنَه اَکِرِهْ. (میمه ای) دَسْپِلْنَه دَسْپِلْنَه یا دَسْپِلْنَه دَسْپِلْنَه کردن؛ دَسْ-پِلْ-نَه-دَسْ-پِلْ-نَه شش بخش است، به معنای دنبال چیزی گشتن؛ دنبال شیئی گشتن در تاریکی؛ دست را روی زمین کشیدن به منظور پیدا کردن شیئی کوچک؛ در تاریکی کورمال دنبال چیزی گشتن؛ روشی که نابینایان برای پیدا کردن شیءِ خاصی به همه جا دست می کشند و... در این حالات می گویند طرف دسپلنه دسپلنه می کند و ترجمۀ میمه ای این جمله می شود:دَسْپِلْنَه دَسْپِلْنَه اَکِرِهْ.