25 فرهنگ

گرم

فرهنگ فارسی طیفی

مقوله: مادۀ آلی داغ، فروزان، پرحرارت، تابان، برافروخته، تب‌زده، ملتهب، بلند، تیز کباب‌شده، کباب، برشته، برشته‌شده، سوخته، تفته، تافته، گداخته، بسیارداغ، تفتیده حاره، گرمسیر