25 فرهنگ

ناسخ

فرهنگ فارسی طیفی

مقوله: ارادۀ اجتماعی عام خ، ناقض، شکننده، لغوکننده، جایگزین‌شونده، باطل‌کننده، کنارگذارنده، نقض‌کننده عزل‌کننده فسخ‌کننده، به‌هم‌زننده