25 فرهنگ

میانجی‌گری کردن

فرهنگ فارسی طیفی

مقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) انجی‌گری کردن، شفاعت کردن، وساطتکردن، آشتی دادن، ارتباط برقرار کردن، ارتباط دادن، آشنا کردن مداخله کردن، فضولی کردن، دخالت کردن قضاوت کردن، قبول کردن دعوی