25 فرهنگ

مطلع بودن

فرهنگ فارسی طیفی

مقوله: نحوۀ ارتباط ی داشتن، دانستن، سراغ‌ داشتن، اطلاع داشتن، درجریان بودن، درکوران کار بودن، واقف بودن، باخبربودن، خبرداشتن، خبردار بودن، استحضار داشتن، اشعار داشتن، اشراف داشتن برچیزی آشنا بودن، سابقه داشتن