26 فرهنگ

مرسوم

فرهنگ فارسی طیفی

مقوله: اختیار فردی؛ عام معمول، متعارف، متداول، باب، رایج، مصطلح، مقرر، همیشگی، معهود، روتین، مأنوس▼ نهادینه، جاافتاده عرفی، متعارفی، همیشگی، دارای کاربرد، مستعمل، کاربردی، مورد استفاده عمومی، عام