25 فرهنگ

محدود

فرهنگ فارسی طیفی

مقوله: بُعد ود، مشخص، تعریف‌شده، معیّن، کم، قلیل، کوچک، متناهی محصور، مرزی تنگ کناری مشروط [اصلاحی] بالغ