مجبورفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام ناچار، ملزم، مکلف، ناگزیر، بیاختیار ناخودآگاه، خودبهخود بیمیل، بیزار بدوناراده، ازخودبیخود مظلوم، مفعول