25 فرهنگ

متلاطم

فرهنگ فارسی طیفی

مقوله: حرکت شنج، لرزان، مواج، طوفانی، ناآرام، بی‌آرام، پرآشوب، پُرتلاطم، موج‌زن، غران، خروشان، جوشان، متموج، بی‌نظم درحال پرپر زدن، درحال غلیان(جوشش)، مضطرب، نگران، بی‌قرار، عجول آشفته، تکان‌خورده، عصبی، غضبناک، خشمگین، عصبانی