25 فرهنگ

طرد کردن

فرهنگ فارسی طیفی

مقوله: حرکت کردن، راندن، منزوی کردن محروم کردن اخراج (خارج) کردن، بیرون کردن، عزل کردن، معلق کردن، به‌حال تعلیق درآوردن، منفصل خدمت کردن، آماده به‌خدمت کردن بیرون انداختن، حذف کردن، برداشتن