25 فرهنگ

زیبا کردن

فرهنگ فارسی طیفی

مقوله: احساسات فردی ن، آرایش کردن، آراستن، ساختن، پیراستن، ابرو [زیر ابرو] برداشتن، ناخن را حنا گرفتن، بزک کردن، بندانداختن، حنابستن، سرخاب سفیداب مالیدن، تیپ کردن، خوشگل کردن لباس پوشاندن شانه کردن (کشیدن) سلمانی کردن، تراشیدن، ریش زدن، برداشتن، زدودن، پاک کردن