25 فرهنگ

حالت

فرهنگ فارسی طیفی

مقوله: وجود حالت، چگونگی، چونی، وضعوجودی مَثَل، مورد، وضع، وضعیت، شرایط موقعیت، رتبه، درجه، مقام، اعتبار وضعیت جسمی یا روحی: احوال، عادت، حال، خلط، سیرت، خلق، طینت، خوی، احساس عمل، کیفیت، صفت، خصوصیت بارز، سرشت، عالم، ماهیت، ویژگی، خصوصیات حالات، عوالم، وضعیات، احوال، اوضاع نحوه، طور، گونه، قسم، نوع