25 فرهنگ

معلوم کردن

فرهنگ مترادف و متضاد

۱. آشکار کردن، واضح کردن، محقق کردن، محرز کردن
۲. مبرهن کردن، ثابت کردن
۳. فاش کردن ≠ مستور ماندن، نامکشوف ماندن