25 فرهنگ

عاجز

فرهنگ مترادف و متضاد

۱. بیچاره، بیحال، خسته، درمانده، راجل، زبون، زمینگیر، ضعیف، فرومانده، کمزور، مانده، ناتوان، هاژ
۲. بیکفایت، نالایق
۳. اعمی، علیل، کور، نابینا ≠ قادر