25 فرهنگ
همه
دیکشنری
مترادف
طیفی
آزاد
+
همه
دقیق
مشابه
آوا
متن
آغاز
قافیه
سامان گرفتن
فرهنگ مترادف و متضاد
۱. منظم شدن، مرتب شدن، درست شدن
۲. سروسامان گرفتن، سامان یافتن