25 فرهنگ

اساس

دیکشنری فارسی به عربی

ارض , اساس , جزر , عنصر , قاعدة , نسيج , نواة ، اِرْتکازٌ ، نُقْطَة (مِحْوَرُ) اّرتکاز ، حجر الاساس