26 فرهنگ

wantons

/ˈwäntn/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

شکنجه، حرف نشنو، بازیگوش، عیاش، گستاخ شدن، شهوترانی کردن، شرور شدن، بی ترتیب کردن، افراط کردن