26 فرهنگ

walk

/wôk/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

راه رفتن، خیابان، پیاده رو، سیر، تفریح، راهرو، راهروی، گردش پیاده، گردشگاه، گام زدن، پیادهرفتن، گردش کردن، تفرج کردن، سیر کردن