26 فرهنگ

upset

/ˌəpˈset/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

ناراحت، واژگونی، شکست غیر منتظره، واژگون کردن، چپه کردن، اشفتن، اشفته کردن، مضطرب کردن، بر گرداندن، اشفته، نژند