25 فرهنگ

undoing

/ˌənˈdo͞o-iNG/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

لغو کردن، باطل کردن، خنثی کردن، بی اثر کردن، واچیدن، خراب کردن، بیابرو کردن، باز کردن