25 فرهنگ

tug

/təg/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

تیراندازی، یدک کش، زحمت، تقلا، کشش، کوشش، بزحمت کشیدن، بازور کشیدن، تقلا کردن، کوشیدن