25 فرهنگ

terminate

/ˈtərməˌnāt/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

خاتمه دادن، پایان دادن، پایان یافتن، منجر شدن، بپایان رساندن، منقضی کردن، فسخ کردن، محدود کردن، محدود