25 فرهنگ

tear

/te(ə)r,ti(ə)r/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

اشک، پارگی، چاک، گریه، سرشک، دریدن، پاره کردن، گسستن، دراندن، گسیختن، چاک دادن