25 فرهنگ

study

/ˈstədē/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

مطالعه، بررسی، تحصیل، درس، اتاق مطالعه، غور وبررسی، موضوع تحصیلی، درس خواندن، مطالعه کردن، خواندن، بررسی کردن، تحصیل کردن، فرا گرفتن، اموختن