26 فرهنگ

strap

/strap/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

بند، تسمه، بند چرمی، تسمه رکاب، تازیانهزنی، تسمه فلزی، قیش، خش، بند رکاب، کشیدن، تیز کردن، باتسمه اویختن