26 فرهنگ

squawk

/skwôk/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

خندیدن، فریاد، جیغ، غرولند کردن، اعتراض کردن، قدقد کردن، جیغ ناگهانی زدن، صدای اردک دراوردن