26 فرهنگ

softens

/ˈsôfən/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

نرم می کند، نرم کردن، نرم شدن، ملایم کردن، کاستن، کم کردن، فرو نشاندن، اهسته تر کردن، خوابانیدن، شیرین کردن