25 فرهنگ

shed

/SHed/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

دهنه، الونک، کپر، ریختن، افکندن، خون جاری ساختن، جاری ساختن، پوست ریختن، برگ ریزان کردن، انداختن، افشاندن