26 فرهنگ

scumble

/ˈskəmbəl/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

خراب کردن، رنگهای نقاشی، صافی، نرمی حاصله در اثر سایس یا مالش، بالایهای از رنگ کدر کردن