26 فرهنگ

scooted

/sko͞ot/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

چرت زدن، لیز خوردن، سرعت داشتن، جستن، ناگهان سرخوردن، بسرعت و مثل تیر شهاب رفتن