26 فرهنگ

rove

/rōv/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

رؤیای، سرگردانی بی هدف، راهزنی دریایی کردن، سرگردان شدن، پرسه زدن، اواره شدن، گردش کردن، ول گردیدن