26 فرهنگ

retire

/riˈtīr/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

بازنشسته، منزوی شدن، کناره گیری کردن، کنار کشیدن، استراحت کردن، با تعظیم خارج شدن، بازنشسته کردن یا شدن، پس رفتن