25 فرهنگ

residues

/ˈrezəˌd(y)o͞o/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

باقی مانده، پس مانده، ته نشین، پس ماند، قسمت باقی مانده، فضولات، تفاله مانده، زیادتی، فضله