26 فرهنگ

realise

/ˈrē(ə)ˌlīz/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

پی بردن، تحقق بخشیدن، فهمیدن، درک کردن، تحقق یافتن، واقعی کردن، دریافتن، قوه اوردن، نقد کردن