26 فرهنگ
همه
دیکشنری
مترادف
طیفی
آزاد
+
همه
دقیق
مشابه
آوا
متن
آغاز
قافیه
railroaded
دیکشنری انگلیسی به فارسی
راه آهن، پاپوش درست کردن، با راهاهن فرستادن یا سفر کردن