26 فرهنگ

qualify

/ˈkwäləˌfī/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

واجد شرایط شدن، توصیف کردن، صلاحیت داشتن، تعیین کردن، قدرت را توصیف کردن، ازبدی چیزی کاستن، کنترل کردن