26 فرهنگ

pulps

/pəlp/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

خمیر، خمیر کاغذ، حالت خمیری، مغز ساقه، مغز نیشکر، جسم خمیر مانند، خمیر کردن، بصورت تفاله دراوردن، گوشتالو شدن