25 فرهنگ

propagate

/ˈpräpəˌgāt/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

رواج دادن، قلمه زدن، پخش شدن، زیاد کردن، پخش کردن، گستردن، تکثیر کردن، پروردن، انتشار دادن، منتشر کردن