party/ˈpärtē/دیکشنری انگلیسی به فارسیمهمانی - جشن، حزب، مهمانی، طرف، فرقه، سور، بزم، یارو، فئه، قسمت، دسته همفکر، دسته متشکل، جمعیت، بخش، دسته، مهمانی دادن یارفتن