26 فرهنگ

oppugns

/əˈpyo͞on/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

مبارزات، مخالفت کردن با، مورد بحی قراردادن، مبارزه کردن با، دعوا کردن، بمبارزه طلبیدن