26 فرهنگ

needle

/ˈnēdl/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

سوزن، عقربه، سوزن سرنگ و گرامافون و غیره، سوزن دوزی کردن، با سوزن تزریق کردن، طعنه زدن، اذیت کردن