25 فرهنگ

minute

/mīˈn(y)o͞ot,mə-,ˈminit/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

دقیقه، لحظه، یادداشت، پیش نویس، دم، مسوده، ان، گزارش وقایع، صورت جلسه نوشتن، پیش نویس کردن، جزئي، ریز، بسیار خرد، کوچک