25 فرهنگ

logarithm

/ˈlägə-,ˈlôgəˌriT͟Həm/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

لگاریتم، پایه لگاریتم، کنده، کارنامه، صورت عملیات، گزارش سفرنامه کشتی، گزارش سفر هواپیما، قطعهای از درخت که اره نشده، کندن کنده درخت، در سفرنامه وارد کردن