logarithm/ˈlägə-,ˈlôgəˌriT͟Həm/دیکشنری انگلیسی به فارسیلگاریتم، پایه لگاریتم، کنده، کارنامه، صورت عملیات، گزارش سفرنامه کشتی، گزارش سفر هواپیما، قطعهای از درخت که اره نشده، کندن کنده درخت، در سفرنامه وارد کردن