26 فرهنگ

leapfrogged

/-ˌfräg,ˈlēpˌfrôg/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

جهش، گره گره حرکت کردن، جفتک چارکش کردن، از یکدیگر بنوبتجلو زدن، گریز زدن، با جست و خیز حرکت کردن