25 فرهنگ
همه
دیکشنری
مترادف
طیفی
آزاد
+
همه
دقیق
مشابه
آوا
متن
آغاز
قافیه
intermission
/ˌintərˈmiSHən/
دیکشنری انگلیسی به فارسی
وقفه، تنفس باد خور، غیر دائم، نوبهای