26 فرهنگ

inscribes

/inˈskrīb/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

inscribes، نوشتن، محاط کردن، نقش کردن، حکاکی کردن، ثبت کردن، حجاری کردن روی سطوح و ستونها