25 فرهنگ

inevitable

/inˈevitəbəl/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

اجتناب ناپذیر، بدیهی، حتمی الوقوع، نا گزیر، غیر قابل امتناع، نا چار، چاره نا پذیر